خوردنی
میخواهمش...
چون پلنگی که آهوبچهای را.
پ.ن:بخورمتون خانوم جان
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 8:58 توسط من درد
|
چون پلنگی که آهوبچهای را.
پ.ن:بخورمتون خانوم جان
من درد فیلتر شد. چند ماهی میشه؛ وقتی که اعترافیدم بعد از مدت ها عاشق شده ام! لابد با فیلترچی مثلث عشقی داشته ایم!
غم انگیزتر کامنت هایی بود که بعد از سال ها ریختن عرق جبین! به کف اورده بودم. به هر جال. زندگی است دیگر، رسم خود را دارد سَر کردنش، تعلق در آن بددردی است، حتی به کامنت های یک وبلاگ، چه برسد به گفتن صبح به خیر خدمت یار سابق.
القصه اینکه باز آمده ام و من دردی راه انداخته ام. قرار است بنویسم. از چه؟ هوم... خب آدمی است دیگر، باید یک جایی بنویسد، خودش را تو چشم دیگران کند تا بلکه فرجی شد.
پ.ن: چه زبان فاخری دارد این بازیکن.