باز هم من درد
شک دارم به ترانه ای که زندانی و زندانبان همزمان زمزمه کنند*
نوشته های پیشین
بهمن ۱۴۰۰
اسفند ۱۳۹۹
فروردین ۱۳۹۸
شهریور ۱۳۹۷
بهمن ۱۳۹۶
فروردین ۱۳۹۶
آبان ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۴
اردیبهشت ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
و هنوز هم صبحها در آینه خیره میشوم، به شانهام میزنم و یواشکی میپرسم: "آخرش ما با کی کار داشتیم فلانی؟!"
اصلا اینها را ول کن؛ هنوز به ما نگفتی که برازجان رفته ای یا نه؟
*عبارت مندرج در شرح خلاصه وبلاگ قطعهای از شعر حسین پناهی ست.
خانه
عناوین نوشته ها
پیوندها
تمّت
تورجان
گاوخونی
آبی
راز سر به مهر
BLOGFA.COM